گفت‌وگو با حاج آقای رشیدی درباره آثار تاریخی به‌ویژه بقیع شریف


از معمرین شیعیان مدینه که سؤال کردم و گفتم که این چه وضع قبر ائمه بقیع است؟ گفتند که اینها قبرهایشان پایین است، مثل حرم حضرت امام حسین (علیه السلام) و حرم حضرت ابوالفضل (علیه السلام). اینها ظاهر درست کرده‌اند؛ قبر همه ائمه بقیع در سرداب است. حتی قبر همانهایی که عرض کردم، حضرت زینب خاتون، حضرت میمونه و فاطمه صغری که بالای سر ائمه بقیع هستند، اینها هم در سرداب هستند. قبر فاطمه ‌ام‌البنین و عمات رسول الله که عاتکه و صفیه باشد و خواهران حضرت حمزه، اینها هم در سرداب هستند.

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلاه و السلام علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین

* در محضر یکی از پیشکسوتان حج هستیم که در جایگاه خود دارای رکوردی هستند که شاید لااقل در ایران اسلامی کمترین کسی چنین رکوردی را در زیارت داشته باشد. جناب حاج آقا مصطفی رشیدی، سال اولی که مشرف شدند به زیارت خانه خدا، سال ۱۳۳۱ شمسی بوده است؛ یعنی ۵۶ سال قبل که ۱۶ ساله بودند و امروز هم که در سن… حاج آقا سنتان چقدر است؟

ـ من متولد ۱۳۱۵ هستم که ۷۲ سالم است.[۱]

* خدا ان‌شاءالله طول عمر و موفقیت عنایت کند. تا امروز بنابر اطلاع من ۴۵ بار حج تمتع، ۸۱ مرتبه عمره مفرده، دو مرتبه سفر مصر و اردن و فلسطین، سه بار لبنان و پنج بار عتبات عالیات در عراق، که قبل از انقلاب بوده، (یعنی از سال ۱۳۳۳ تا ۱۳۵۶)، بعد از سال‌های دفاع مقدس هم چهار بار کربلا مشرف شده‌اند. این خودش یک حسنی دارد. این رفتن و آمدن‌ها، با توجه به اینکه سالی چند مرتبه مشرف شده‌اند، آن تغییر و تحولاتی که پیش آمده، در مورد جزئیاتش هم ایشان آگاهی کامل دارند.
با توجه به تسلطی که بر تاریخ دارند و با توجه به تسلطی که بر شناخت اماکن مذهبی داشتند، آن تغییر و تحولاتی که پیش آمده، ایشان آگاهی کامل دارند. حالا یک وقت ممکن است امسال ما مشرف بشویم، بیست سال بعد دوباره مشرف بشویم؛ اگر تغییر و تحولاتی باشد به طور کلی متوجه می‌شویم. اما کسی که در یک سال چند مرتبه مشرف می‌شود، آن هم در طول بیش از نیم قرن، این خودش یک تسلطی ایجاد می‌کند که طرف می‌تواند قشنگ آن جزئیات را هم متوجه شود. خب همین مقدار مقدمه کافی است که ان‌شاءالله در محضر این بزرگوار که با تواضع، بزرگواری کردند و قبول فرمودند که ما چند ساعتی را مزاحمشان شویم. سؤالات را از جده شروع می‌کنیم تا بعد به مکه برسیم و مسیر مدینه و بعد خود مدینه و عراق، اردن، فلسطین و مصر و سؤال‌های جنبی.

* خب حاج آقا بفرمایید چند بار و در چه سالی قبر منصور و حضرت حوا در جده را زیارت کرده‌اید و از مشاهدات خود بفرمایید.

ـ بسم الله الرحمن الرحیم. اینجانب احمد رشیدی، ساکن فیروزآباد فارس. از سن ۱۶ سالگی به زیارت خانه خدا و اماکن مقدس مکه و مدینه و سایر اماکنی که ذکر شد، خداوند توفیق داد مشرف شدم. سال ۱۳۳۱ مشرف شدم به زیارت حضرت امام رضا (علیه السلام). صبح که رسیدم، دو تا صحن بیشتر آن وقت نداشت یکی صحن نو و یکی صحن کهنه. صحن کهنه صحنی است که اسماعیل طلایی در آنجا هست و سقاخانه هم دارد. به صحن نو هم الآن صحن جمهوری می‌گویند. [نام] صحن کهنه هم الآن صحن انقلاب است.

دم در حرم یعنی در صحن نو حضرت امام رضا (علیه السلام) که رسیدم، صبح اول وقت چاوشان حرم، صدای چاوشی و اینها می‌‌آمد و صحن مطهر حضرت امام رضا (علیه السلام) را جارو می‌زدند؛ من هنوز وارد حرم نشده بودم، بسیار ایستادم و گریه کردم در همان صحن. مثل این که کسی بهم گفت که من اشتیاق زیارت خانه خدا را هم دارم. بدون مقدمه درحالی‌که گریه می‌کردم گفتم یا حضرت رضا (علیه السلام)، من آرزوی زیارت قبر جدت پیغمبر (صلی الله علیه و آله) را دارم که خداوند قسمتم کند. (شب شهادت حضرت امام رضا (علیه السلام)، روز بیست و هشتم و شب بیست و نهم ماه صفر این تقاضا را از آقا حضرت امام رضا (علیه السلام) کردم).

در ضمن روزی که می‌خواستم بروم، استاد مجتهدی داشتم در فیروزآباد به نام حاج‌محمدکریم مقدسی رحمت الله علیه، (درباره ‌ایشان حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی می‌فرمودند که ایشان سلمان زمان است؛ من اعتمادم به دو نفر است در فارس: یکی مرحوم شیخ‌ابوالحسن حدائق و یکی هم این آقا که همان حاج‌محمدکریم مقدسی باشد)؛ ایشان فرمودند وقتی که مشرف شدی به زیارت حضرت امام رضا (علیه السلام)، آنجا دو رکعت نماز بخوان بالای سر حضرت، موقعی که نیت کردی بعد از حمد سوره یاسین را بخوان عوض قل هو الله و در رکعت دوم سوره الرحمن و سرت را بگذار در شبکه‌های ضریح حضرت امام رضا (علیه السلام). [و حاجت کواه]

(آن وقت هم ضریح فولادی روی حضرت رضا (علیه السلام) بود که الآن در موزه است؛ ضریح طلا نبود). من همین کار را کردم و با گرمی گفتم یا حضرت رضا (علیه السلام)، تو را به حق عصمت مادرت فاطمه (علیها السلام)، نصیب من بگردان که بروم به زیارت قبر جدت پیغمبر (صلی الله علیه و آله) و خانه خدا. طولی نکشید که من رسیدم فیروزآباد. آن وقت با آن زحمتی که ۴۰ تومان از فیروزآباد برداشتم رفتم مشهد، پولم کسر آمد. در آنجا رفتم کارگری. بعد از مدتی کارگری کردم آمدم فیروزآباد. همان آقا فرمودند که یک نیابت حجی برایت معین کردم. گفتم من الان پانزده سالم بیشتر نیست. گفت نه، شما شانزده سال باشی قدرتی داری، برو مکه. من همان کار را کردم.

از حضرت رضا (علیه السلام) خواستم همان شب و حضرت امام رضا هم اجابت فرمودند. من همان سال که سال ۳۲ باشد، مشرف شدم به زیارت خانه خدا.

این صفا و مروه‌ای که مال قبلی هست اینجا به طور زیگزاکی، شاید دو تا سه متر بیشتر عرض نداشت؛ الان وسیع شده است. این شبستان‌هایی هم که دور مسجد الحرام هست، فقط آن طاق‌های قدیمی که بالایشان گنبدهای سفید هست، بیشتر نبود و بعداً اینها را خریدند و خلاصه مسجدالحرام را وسعت دادند.

کف مسجد الحرام با ریگ‌های مثل نخود، فرش بود. بعد از مدت‌ها راهرو درست کردند و از هر طرفی یک متر گرفتند تا مردم روی آن ریگ‌ها پایشان را نگذارند و در زحمت نباشند. کف مسجدالحرام را هم کمی بالا آوردند. روی مقام ابراهیم ساختمان دو در سه‌ای بود. همچنین چاه زمزم تقریباً اتاق سه در چهار، سه در پنجی بود که مطاف را گرفته بود با بعداً چون دیدند مطاف خیلی تنگ است، آنها را برداشتند. روی چاه زمزم را برداشتند پایین آوردند پله می‌خورد می‌رفت پایین. مقام ابراهیم هم از آنجا برداشتند که الان همان قبه طلایی رنگ را بنا کرده‌اند. مقام جلوتر بود، آن را عقب بردند.

کف حجر حضرت اسماعیل (علیه السلام) سنگ سبزی به صورت نیم دایره بلند بود. آنجا معروف بود زیر ناودان قبر حضرت اسماعیل و حضرت هاجر، مادرش، و هفتاد پیغمبر در آنجا دفن هستند. در خود مقام در خود حجر اسماعیل و بین رکن و مقام معروف بود اینجا هفتاد پیغمبر یا چندین پیغمبر، بین رکن کعبه، که حجرالاسود باشد، و مقام ابراهیم (علیه السلام)، دفن هستند.

یک منبری بود که معروف بود برای عهد حضرت سلیمان است، العهده علی الراوی. در آنجا طاقی بود که می‌گفتند این اول مسجدالحرام بود. تقریباً ده تا پانزده متر دور از خانه بود و الآن وسعتش داده‌اند. این طاق را طاق بنی شیبه می‌گویند، که روبه‌رویش هم دری هست که در صفا و مروه واقع شده است که به آن باب بنی شیبه می‌گویند. این طاق را هم برداشتند که مطاف بزرگ‌تر باشد.

تغییراتی که در خود مسجدالحرام شده است: جایی بود که می‌گفتند این خانه اجداد حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) به نام قصی بن کلاب است و نزدیک پله‌هایی است که از در باب السلام داخل و خارج می‌شوی. آنجا را الان خرابش کرد‌ه‌اند و آن ساختمانی که در آنجا بوده نیست و الان به صورت باب الندوه است. الان باب الندوه همان جایی است که خانه قصی بن کلاب باشد.

تغییر دیگری که هست نزدیک کوه ابوقبیس، که نزدیک صفا باشد، وادی سعی و صفا، آن طرفش که طرف بازار ابوسفیان باشد، ساختمان خرابه‌ای بود که می‌گفتند برای اشخاصی است که در صدر اسلام ایمان آوردند به حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) و مسلمان شدند (را زید بن ارقم). در اینجا حضرت آن‌ها را جمع‌آوری می‌کردند و برایشان مسائل شرعی و احکام می‌فرمودند.

بله به آن علقمه می‌گفتند. زید بن ارقم یا خیزران.

* حاج آقا معذرت می‌خواهم، این مطلبی که راجع به دارالندوه فرمودید، آن ساختمان دارالندوه بزرگ بود؟

ـ نه، ساختمانش کوچک بود. شاید اتاق ساده‌ای بود که بعداً خرابش کردند. الان جزو مسجد الحرام است. دارالندوه را، الآن باب الندوه می‌گویند، همان‌جا که طرف شارع شویته و شارع شامیه است. شامیه و شبیکه و القراری که آن طرفش است که مشرف بر آن طرف است؛ دری که باب الندوه است.

قدیم‌ها در زمان آیت‌الله حکیم، جده قدیم را میقات می‌دانستند. ما آنجا جلوی دریا می‌رفتیم و احرام می‌بستیم؛ یعنی جحفه‌ای وجود نداشت به غیر از مشتی سنگلاخ که آنجا ریخته بودند و می‌گفتند اینجا منطقه جحفه است. در جده هم به زیارت حضرت حوا می‌رفتیم. وسط شهر جده، قبرستان بزرگی بود؛ قبری تقریباً سه متر در سه متری آنجا وسط قبرستان بود که می‌گفتند قبر حوا است. و غیر از اینجا در مکه هم روی کوه ابوقبیس، محل چندتا زیارتگاه بود. یکی منزل بلال حبشی، یکی مسجد بلال حبشی، یکی محل شق القمر و یکی هم؟ یک جایی بود که می‌گفتند قبر حوا در آنجا است. و یکی هم قبر شیث ابن آدم در آنجا بوده که ایشان قبلاً کلیددار کعبه بوده است.

* حاج آقا این داخل غار بود؟

ـ نه در همان بالا بود. در آن محوطه باز که الآن گرفتند و قصر سعودی‌ها را درست کردند. الآن آثاری از آنها نیست.

* حاج آقا شما در جده آثار ویران شده حرمش را ندیدید؟

فقط قبری داشت که دورش هم سنگ‌هایی بود؛ سنگ‌های سیاه که با ساروج ؟؟ درست کرده بودند. آثار قبر بود دورش هم دیوار بود که حالا معلوم نیست خراب کردند یا هست. چند سالی است که من نرفتم.

* از مصلای حضرت ابراهیم (علیه السلام) در بیرون مسجد الحرام بفرمایید.

ـ عرض کنم که آنچه مسلم است الآن داخل حرم است، الآن داخل صحن مسجد است. عرض کردم مسجدالحرام قدیمی، تقریباً سه چهار متر بعد از طاق بنی‌شیبه بوده است که اینان خورد خورد وسعت دادند. نزدیک‌های مقام حضرت ابراهیم و منبر و باب بنی شیبه را می‌گفتند مصلای حضرت ابراهیم است که به این جهت مقام ابراهیم هم روبرویش قرار دادند. مقام ابراهیم جلوتر بود قبلاً؛ خراب کردند؛ موقعی که ساختمان کوچکی رویش بود، بردنش عقب‌تر، عقب‌تر از کعبه است.

* الآن این مصلای حضرت ابراهیم را می‌شود مشخص کرد که کجاست؟

ـ الآن همان نزدیک‌های طاق بنی شیبه که هست؟ که اگر انسان در آنجا باشد، تقریباً چهار، پنج متر آن طرف مقام ابراهیم طرف آنجا که می‌رویم رو به کعبه رو به ندوه و اینا هست اینجا بود

* سنگ قبر حضرت اسماعیل چیزی رویش نوشته شده بود؟

ـ روی سنگ قبر حضرت اسماعیل چیزی نوشته نشده بود؛ فقط می‌گفتند که اینجا … همان سنگ سبزی که عرض کردم، می‌گفتند زیر ناودان طلا به واسطه قبر وجود مقدس حضرت اسماعیل (علیه السلام) و قبر مادرش حضرت هاجر محل استجابت دعا است. می‌گفتند اطراف قبر حضرت اسماعیل، قبر پیغمبران بود که بنی اسرائیل آنها را کشته بودند.

خانه حضرت ابوطالب سلام الله علیه در کنار مولد النبی، در جنوب مولد النبی ….

می‌گفتند همین جایی که الآن می‌گویند شعب ابی‌طالب، اینجا خانه ابوطالب بوده. من از معلمین[۲] مکه که سؤال می‌کردم، ـ چون از اوایل من همینطور تحقیق می‌کردم، این را چند نفر بودند از مطوف‌های قدیمی به نام محمدحمزه، حسن‌جمال، مهدی مغازل طاهر مغازل، اینها شیعه بودند از آنها که سؤال می‌کردم ـ می‌گفتند که خانه حضرت ابوطالب نزدیک‌های مولد النبی بوده. همچنین مولد حضرت فاطمه (علیها السلام) هم در همین نزدیکی‌ها بوده؛ جایش برایشان مشخص نبود. همچنین خانه حضرت خدیجه (علیها السلام) که نزدیک مروه است؛ اینها از پدرانشان نقل می‌کردند این جایی که الآن حلاق‌ها نزدیک مروه مغازه آرایشی زدند خانه حضرت خدیجه در اینجا بوده است.

* حاج آقا این مولد علی (علیه السلام) که عوام اهل سنت می‌گفتند همین خانه ابوطالب است درست است؟

ـ بله.

* این جایگاهش الآن پیدا می‌شود؟

نه معلوم نیست.

* بفرمایید شما مولد النبی (صلی الله علیه و آله) را قبل از اینکه کتابخانه شود به صورت زیارتگاه دیدید؟

بله زیارتگاه بود؛ آنجا ضریحی بود، صندوقی بود، تقریباً صندوق منبت‌کاری بود، وسط این‌جایی که الآن کتابخانه است. ما زائرین را می‌بردیم آنجا زیارت می‌کردند ولی الآن نیست.

* بعد محل محراب پیغمبر (صلی الله علیه و آله) به طرف مسجد الأقصی به صورت محراب بود؟

ـ بله محراب بود.

* فقط مولد النبی (صلی الله علیه و آله) ضریح داشت؟

ـ بله مولد النبی (صلی الله علیه و آله) ضریح داشت. آنکه می‌فرماید در خانه حضرت خدیجه (علیها السلام) محراب داشته و الآن نزدیک مروه است، ولی خراب شده از دست راستش می‌رود داخل مدخل بازار ابوسفیان.

خانه حضرت خدیجه را خراب کردند و الآن به صورت مغازه‌های حلاقه است.

* داخل خانه حضرت خدیجه (علیها السلام) شما مشرف شده بودید؟

داخلش خرابه‌هایی بود و ما آنجا می‌ایستادیم و سلام به حضرت خدیجه می‌کردیم؛ و نزدیک‌های خانه حضرت ابوطالب، که نزدیک مولد النبی بود، می‌گفتیم: «السلام علیک یا رسول الله و علی جدک عبدالمطلب و علی عمک ابوطالب». سنی‌ها می‌گفتند: «هذا کفر؛ اینها کافر بودند. شما سلام به کی می‌دهید؟ می‌زدند در دهان ما، می‌گفتند اصلاً این حرف‌ها را نزنید معصیت است گناه است.

ـ برای ما شیعیان حضرت ابوطالب با حضرت ابوالفضل یک مقام دارند؛ ابوالفضل مکه، حضرت ابوطالب بوده.

حالا آنها اینطوری می‌گفتند.

* خب فرمودید که درباره اماکن مقدس مکه؛ مسجد بلال، همان محلش شق القمر…

ـ همان محل شق القمر، بالای کوه ابوقبیس است.

* الان آثاری ازش مانده است؟

آثار مسجدی شاید باشد؛ دیگر آثاری از قضیه شق القمر، قبر حوا و قبر شیث ابن آدم نیست.

* الان محلشان مشخص می‌شود؟

بله محلش معلوم است از پشت ساختمان‌ها و کاخ‌ها

* کاخ نساختند؟

کاخ ساختند؛ مسجد احتمالاً پشت ساختمان باشد.

* یعنی روی آن قبور کاخ ساختن؟

بله

* قبه الکبش در منا، در محل ذبح حضرت اسماعیل (علیه السلام) را دیدید؟

این جا مال حضرت اسماعیل (علیه السلام) همان نزدیک‌های رمی جمرات است آنجا شاید باشد.

* شما قبه را ندیدید؟

قبه را ندیدم

* مولد امام صادق (علیه السلام) در ابوا بین مکه و مدینه، قبر و سنگ قبر حضرت آمنه، مادر پیامبر چطور؟

در قبرستان ابوا (که یک شهر بسیار خوب و مشجر و خیلی باصفا است) مولد حضرت صادق (علیه السلام) و مولد امام کاظم، موسی بن جعفر (علیهما السلام) هست. قبر آمنه بنت وهب، مادر رسول الله (صلی الله علیه و آله)، داخل قبرستان بود. دیگر الآن باشد یا نباشد (نمی‌دانم) چند سالی من نرفتم.

* محلش مشخص بود؟

ـ بله مشخص بود؛ ما می‌رفتیم آنجا، می‌بردیم مردم زیارت می‌کردند، فاتحه می‌خواندند.

* قبر حضرت آمنه (علیها السلام)، بالای تپه بود یا مسطح بود؟

خیلی بالا نبود، مسطح بود. مثل همین قبر که الآن در مکه بود قبلاً. قبلاً سه تا قبر بود، یکی قبر حضرت آمنه (علیها السلام) به روایتی البته، قبل از این احتمالاً در ابوا، چون در همان قبور معلی در اینجا بود و هست همین حالا؛ قبر آمنه بنت وهب، قبر زینب، ام کلثوم و رقیه، اخوات فاطمه الزهرا، اینها هم در شعب ابی‌طالب در قبور معلی بود. همچنین قبر حضرت خدیجه (علیها السلام) که در گودی واقع شده بود، الآن خاک ریختن و پر کردند و بالا آوردند؛ آن قبر سابق نیست. دو تا قبر دیگر جلوی حضرت خدیجه، رو به کعبه و نزدیک‌های قبر حضرت خدیجه (علیها السلام) به نام قاسم و طاهر بود که ما بعد از زیارت حضرت خدیجه آنجا می‌رفتیم و سلام می‌کردیم «السلام علیک یا رسول الله و علی … بعد القاسم والطاهر ابناء رسول الله» در همانجا زیارتشان می‌کردیم؛ این دو قبر هم آشکار بود، اما الآن نیست، محوش کردند. همچنین قبر ابوطالب، عبدمناف، هاشم و عبدالمطلب که آن بالا است و الآن یک مشتی سنگ ریختن رویشان، سنگ‌های کوچک، و تل سنگی درست کردند که قبرها هیچ معلوم نیست؛ زیر همان سنگ‌های خورده که آنجا دیدم، اجداد طاهرین حضرت رسول الله (صلی الله علیه و آله) است.

* سابق سنگ قبرهایشان بود؟…

ـ سنگ نداشتند اصلاً، سنگ قبر نبود؛ فقط دورشان، مثل قبر ائمه بقیع، قبرها را درست کرده بودند. داخلش رمل بود ولی الآن پر کردند، هیچ معلوم نیست، سنگ ریختند.

* خب حاج آقا از دیده‌های خود در مسجد قبا و آثار رسول الله اعظم (صلی الله علیه و آله) بفرمایید.

بسم الله الرحمن الرحیم مسجد قبا همان‌طور که در قرآن هست، اولین مسجدی است که در اسلام بنا شد. مسجد قبا به این شکلی که الآن هست نبود؛ مسجد کوچکی بود و اطرافش دالن… الآن دالنی که به مسجد قبا داخل می‌شویم طرف دست چپ حساب کنیم، این خانه ابوایوب انصاری است و خانه چند نفر دیگر که من الآن در نظرم نیست.

کلثوم بن هدم، سعد ابن خیثمه

بله کلثوم بن هدم و سعد ابن خیثمه، اینها مجموعه‌ای بودند که نزدیک مسجد قبا در همسایگی الآن کل اینها به مسجد قبا وصل شده و همه آنها تبدیل شده به مسجد قبا.

* آن آثاری که از پیغمبر و حضرت زهرا در مسجد قبا بود؟

در مسجد قبا یک چیزهایی بود مثل دستیابی که ما آسک می‌گوییم، آسیاب کوچک، اسیاب با دست. مشتی ظروف سنگی در همان خانه ابوایوب انصاری (که می‌گفتند اینجا است با اماکن نزدیکش) بود که برده شد. مشتی از این چیزها در آن خانه دیده می‌شد، که بعداً برداشتند.

حاج آقا، محل ناقه پیغمبر در مسجد قبا در این نقشه‌ای که الآن هست … مسجد قبای قدیمی این خانه کلثوم ابن هدم ۲۷:۰۸، این خانه سعد بن خیثه، این محراب پیامبر به سوی مکه، این به سوی بیت المقدس و این مسجد ؟؟ که این صحنش بوده؛ آن محل ناقه پیغمبر را برای ما مشخص کنید.

محل ناقه پیغمبر را می‌گفتند که در نزدیک این خانه‌ها بوده. اینجا، خانه کلثوم هدم و ابو ایوب انصاری و… اینها بوده.

داخل صحن مسجد قبا، چنین مکانی بود؟

می‌گفتند.

داخل صحن؟

داخل حیاط مسجد قبا، طرف قبله، دست راست می‌شود.

این قبله است؛ شما اگر اینجا بخواهید محل ناقه را مشخص کنید، کجا می‌‌شود؟

این حیاط است؟

بله این فضای باز است.

تقریباً اینجا می‌شود.

یعنی داخل شبستان بود؟

نه الآن داخل شبستان است. این حیاط است؛ اینجا محل ناقه پیغمبر است؛ این در ورودی نیست؛ این در ورودی است.

پس جلوی در است؟

بله جلوی در است. البته یک سنگ‌هایی در آنجا بود که جای پای اسب، تقریباً کوچکتر از پای اسب، روی آنها بود. می‌گفتند اینجا محل ناقه پیغمبر (صلی الله علیه و آله) است که به معراج رفت.

حاج آقا راجع به قبر جناب هارون پیغمبر (صلی الله علیه و آله) (برادر بزرگ حضرت موسی (علیه السلام) و خلیفه ایشان) در منطقه مدینه در کوه‌های احد بود فکر ‌کنم؛ همچین جایی بود؛ بعضی‌ها نقل کرده‌اند که تصاویری هم از آن هست. جای سکوی اصحاب صفه در مسجد النبی را می‌شود مشخص کرد؟

بله از همین اینجا، از در باب جبرئیل که وارد شوید، دست راست صفه است. الآن هم به صورت سکو است؛ ولی خادمان حرم آنجا می‌نشینند؛ در صفه پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فقرا را جمع می‌کردند و با آنها صحبت می‌کردند، دل داری می‌دادند و به پیغمبر ایمان می‌آوردند. اگر از دست چپ حساب کنید، چسبیده به ضریح مقدس رسول الله (صلی الله علیه و آله) است.

این قبله است؛ این گنبد شریف پیغمبر (صلی الله علیه و آله) است؛ این مناره است؛ این باب جبرئیل، باب موسی، باب السلام، اصحاب صفه جایشان در کجا بوده؟

این باب جبرئیل است؟ از این باب که داخل می‌شویم این جا صفه است.

دقیقا جلوی این ورودی است؟

بله همین چهار سوگ است.

نزدیک‌تر است؟

نه، این ضریح حضرت رسول الله (صلی الله علیه و آله) است. این صفه است.

تصویر

از باب جبرئیل که داخل شدید، این خانه حضرت فاطمه (علیها السلام) است. خانه حضرت فاطمه (علیها السلام) را که داخل می‌شوی، اینجا محل سجده این دو بزرگوار، عبادتگاه و محراب تهجد است. اینجا محراب تهجد اینجا صفه و اینجا خانه حضرت فاطمه (علیها السلام) است که داخلش سنگی مثل همان سنگی که عرض کردم در حجر اسماعیل بود، در داخل منزل حضرت فاطمه هم بود. داخل که می‌شدی صندوقچه‌ای داخل همان سنگ بود، سنگی که نوشته بود: «هذه مقام فاطمه الزهرا». من داخل خانه حضرت فاطمه (علیها السلام) رفتم و قبر حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) را از نزدیک دیدم که به این صورت است؛ قبر اینطوری است؛ اینها زیر همین قبه است با به این شکل است؛ این هم قبله است که حضرت جلو است و اینها پشت سرش…. این هم داخل قبر حضرت پیغمبر که الآن کاشیکاری است و پرده‌های سبز هم اطرافش گرفته‌اند که کسی قبور را متوجه نشود.

حاج آقا داخل خانه کلثوم بن هدم در قبا و سعد بن خیثمه که یک مدتی سربازخانه بوده است شما …

بله سربازخانه بود.

شما رفته بودید داخلش؟

بله.

خانه معمولی بود یا آثاری بود؟

نه آثار بود

مثلاً بگویند اینجا محل نشستن پیغمبر و رسیدگی به امور مسلمانان بوده.

فقط آنجایی که عرض کردم در مکه، همان خانه ارقم بود. در مدینه می‌گفتند این مجتمع کلاً برای کلثوم و ابو ایوب انصاری و اینها بوده و در همین مکان پیغمبر اینان را وعظ و خطابه می‌کردند.

حاج آقا وصف بقایای خندق؛ خندق را شما دیده بودید؟

بقایای خندق قبلاً در بعضی جاها بوده ولی الآن محوش کرده‌اند. از همان هفت مسجدی که هست… احزاب، خندق (خندق و احزاب یکی است فرقی نمی‌کند) کندن خندق دور مدینه به دستور سلمان فارسی. ما می‌گوییم سلمان فارسی اهل فیروز‌آباد ما بوده؛ چون دور شهر قدیمی فیروزآباد هم خندقی هست که به دستور سلمان فارسی کنده شده است و از این کار تبعیت کرده و دور مدینه هم خندق کندند. تا شاید بیست سی سال قبل آثار خندق بود ولی الآن نیست؛ الآن صاف کردند؛ مثل همان قبور. خندق نزدیک به هفت مسجد بود. هفت مسجد الآن همان مسجد حضرت فاطمه (علیها السلام) است. محوش نکردند، جلویش را گرفتند؛ به اندازه یک قالی بیشتر نیست. مسجد حضرت فاطمه و آن مساجد دیگر، الآن یک مسجد است. مسجد احزاب هنوز بالای کوه هست مسجد سلمان فارسی هم همان پایینش هست. مسجد علی بن ابی‌طالب هم بالای کوه است و دورش سبز است.

مسجد فتح و…

مسجد فتح، احزاب و اینها یکی است. سه تا مسجد فتح، احزاب و خندق، این سه به صورت یک مسجد در بالای کوه هست. ولی جلوی مسجد حضرت فاطمه (علیها السلام) را گرفتند. همین امسال که من مشرف بودم، چادر زده بودند. شرطه‌ها آنجا نشسته بودند که کسی اصلاً نفهمد اینجا مسجد است.

حاج آقا راجع به مسجد ضرار در نزدیک مسجد قبا بگویید.

مسجد ضرار الآن نیست؛ سابقاً جایش بود.

حدودش در کجا بود؟

تقریباً در نخلستان‌هایی پایین مسجد قبا بود. به آنجا مسجد ضرار می‌گفتند. یک مسجد دیگری به نام مسجد انگشتر، مسجد الخاتم، (خاتم یعنی انگشتر) آنجا بود.

بئر خاتم.

همان بئر یعنی چاه.

* حاج آقا مسجد ضرار به مسجد قبا چسبیده بود؟

نه دور بود.

* آن زمان وصف چاه خاتم را درحالی‌که قبه داشت، دیدید؟

بله قبه داشت. قبه‌اش را الآن خراب کردند. داخل نخلستان بود.

* همان یک قبه معمولی بود روی یک چاه؟

بله، قبه معمولی بود. طلا و از این چیزها نبود.

مشربه ام‌ابراهیم.

مشرقه ام‌ابراهیم در یک مسجدی بود؛ من اسم مسجد را خاطرم نیست.

باب العوالی.

در باب العوالی بود. باب العوالی، یک محلی است. یک محلی مال ؟؟ ۳۷۲۳ می‌گویند باب العوالی. از شارع علی بن ابی‌طالب هم داخل می‌شود و باب العوالی، محلی است؛ مرکزی یعنی یک کوچه و خیابانی است منطقه باب العوالی.

در داخل این مشربه، شما مشرف شدید؟

من داخل مشربه رفته‌ام، ولی الآن یادم نیست کجا بوده. آثار داشت. یک چیزهایی درست کرده بودند، بالایش آب هم ریخته بودند، مردم برای تبرک می‌خوردند. از دو طرفش پله بود. یک مسیری بود در همان باب العوالی که هم این مسجد بود و هم یک جایی بود که می‌گفتند اینجا چون این اطراف مدینه (مدینه … شهر کوچکی بود، الآن وسعت پیدا کرده است. در کل شهر مدینه یک حمام بیشتر نبود؛ یک حمام کوچک بود که می‌گفتند حمام طیبه) نزدیکی‌های آنجا محکمه‌ای درست کردند؛ آنجا بوستان‌هایی بود، باغ‌هایی بود، باغ ملائکه، باغ فدک، باغ جبرئیل باغ مرجان، بوستان مرجانی و در آنجا نخلستان‌هایی بود برای قدیم قدیم که دیگر کنده‌های درختان پوسیده بود. می‌گفتند خود حضرت علی بن ابی‌طالب اینها را غرس و آبیاری کرده. محراب حضرت در آنجا بود؛ جای نماز حضرت امیرالمؤمنین در همان به حساب باغ‌های خرابه بود که الآن هیچ آثاری از آنها نیست. همه آنها را گرفته‌اند و ساختمان‌های چند طبقه ساختند.

می‌شود محل این باغ‌ها را در نقشه مشخص کرد؟ یعنی این باغ‌ها به مسجد النبی از مسجد ؟؟ نزدیک‌تر بود یا دورتر؟

بله آن مشرقه دورتر بود و باغ‌ها نزدیک‌تر بود

* به بقیع نزدیک بود؟

بقیع الآن خیلی وسعتش دادند.

* نه همین بقیع که الآن در نقشه داریم.

حدودش همین بود؛ دیواره‌های بقیع آن طرفش بود. مشربه ام‌ابراهیم در شارع علی بن ابی‌طالب الآن هست که بعثه مقام معظم رهبری هم در آنجا است.

* حاج آقا محل محراب امیرالمؤمنین سلام الله علیه و محل درخت‌ها را می‌شود مشخص کرد؟

الآن دیگر نیست، الآن همه را گرفتند و ساختمان‌های چند طبقه ساختند.

* در مورد داخل مسجد ام‌ابراهیم؛ ساختمان معمولی بود یا ….

ـ مثل مسجد بود؛ عین مسجد بود و دو طرفش هم مثل محلی که الآن امام جمعه‌ها بیرون می‌ایستند و خطبه جمعه می‌خوانند، همچین چیزی بود. بالایش هم چیزی درست کرده بودند و آب داخلش می‌ریختند و مردم برای تبرک می‌خوردند.

* این دار النابغه که خانه پدر پیغمبر، خانه بنی نجار بوده، دایه‌های پیغمبر و محل دفن جناب عبدالله (علیه السلام) پدر پیغمبر بوده و شما ۳۵ سال پیش این مکان را زیارت کردید و در ….

بله، من قبرش را هم دیدم. ساختمان‌هایی داشتند که از سنگ بود و گچ کاری و سفیدکاری بود. چند تا منزل بود و قبر خود حضرت عبدالله هم در وسط قرار گرفته بود که اطرافش هم گچ‌بری کرده بودند. البته گچ‌بری‌ها سقف‌ها پایین ریخته بود. اشعاری هم به ترکی روی جلوی خانه‌ای که حضرت عبدالله داخلش دفن بود نوشته بودند. من خاطرم نیست یکی از آنها خاطرم هست که نوشته بود: «بو مکان بو مکان قبر والد سید المرسلین در» همچین چیزهایی آنجا که نوشته بودند الآن در نظرم نیست.

* حاج آقا این ضریح برنجی که بعضی از سفرنامه‌نویس‌ها مثل میرزا حسین فراهانی نوشته‌اند (روی قبر عبدالله بود) را شما دیدید؟

بله رویش ضریح بود. بعد که خراب کردند برداشتند. الآن بالای (حالا ان‌شاءالله که خداوند توفیق بدهد، مشرف بشوید) اینجا که فرمودید در باب جبرئیل.

تصویر

اینجا بکشید برای ما.

این باب نسا است.

نه، کروکی خود آن مولد را من می‌خواهم حاج آقا ….

قبر حضرت عبدالله تقریباً اینجا است.

در این نقشه ما این جا زده قبر والد رسول الله (صلی الله علیه و آله)، شما فقط لطف کنید برای ما آن مکان را بکشید؛ صحن داشت؟ قبر کدام طرف مسجد بود؟ اینجا بکشید.

این است دیگر همین این است …..

نسبت به مسجد النبی عرض نمی‌کنم….

این مسجد النبی است؛ بالای مسجد بود.

نه، خود آن حرم، داخل این مکان دار النابغه.

اینجا این قبر است که یک ساختمان‌هایی بود اطرافش؛ اینها ساختمان‌هایش.

* حاج آقا فرض کنیم اینجا آن مکان بوده، درست است؟

بله.

محراب کدام طرف بود؟

محراب این است.

تصویر

ـ این محراب است. قبر جناب عبدالله؟

اینجا است.

* رو به محراب یا روبه قبله؟

نه همین است.

رو به مسجد بیت المقدس بوده، به این صورت. درب ورودی کدام طرف بود؟

درب ورودی اینجاست.

یعنی اول به قبر می‌رسیدیم بعد دست چپ که میشد محراب.

پنجره‌های کوچکی داشت، این عکسش است.

درست است این همین است که عرض کردم.

این پنجره کوچک با این یکی پنجره که مشبک نبوده، در واقع کدام‌ طرف میشد؟ این اگر درب ورودی باشد.

* همینجا میشد دیگر، همین این است اینجا هم هست، این طرف هم هست، اینجا هم بود، در داشت؟

بله، در داشت یعنی پنجره داشت، پنجره‌های؟؟

این درب ورودی بزرگ بود، این جا بود که می‌رفتیم داخل؟؟ ابوتراب

آن درب ورودی طرف راست یک پنجره مشبک داشت، پنجره طاقچه مانند. این پنجره‌ها در دو طرف بودند و با این در سه لنگه می‌شود. وقتی از این در وارد می‌شدید به قبر می‌رسیدید ؟

به قبر می‌رسیدیم.

محراب دست …؟

محراب دست چپش بود، اینطوری بود، اینجا این محراب است، این قبر است.

* پس ورودی می‌شود اینجا؟

بله اینجا هم می‌شود، بله ورودی همین است که اول به محراب … و خانه که اینجا رویش سرپوش می‌گفتند؛ اینها خانه‌های اقوام پیغمبر بوده.

تصویر

* یعنی شما که وارد می‌شدید، اول رو به قبله نبودید؟

نه نه.

باید به طرف راست می‌چرخیدید که روبه قبله بشوید یا رو به چپ آنجایی که وارد می‌شدید.

اینها ساختمان‌ها را خراب کرده بودند.

* حضور ذهن ندارید؟

ـ ببینید از آن طرف وارد می‌شدیم، از اینجا.

* خب حالا که از آنجا وارد می‌شدید، به قبر می‌رسیدید، به کنار قبر می‌رسیدید یا به سر قبر؟

نه به کنار قبر می‌رسیدیم.

* به کنار. پس این جهت را درست کشیدم؛ بعد محراب دست راست. فاصله محراب با قبر زیاد بود یا آن قبر در وسط مسجد بود؟

نه آن در وسط بود، محراب آن طرف بود. مثل داخل یک خانه‌ بود؛ داخل یک خانه آنجا مثلا محراب بود، اینجا قبر بود.

بله، آن وقت قبر مقداری کنار دیوار بود.

بله، کنار دیوار بود.

* این فضا چند در چند بود حدوداً؟

چند تا اتاق بود که خراب شده بودند و سقفشان ریخته بود. کلش شاید حدود ۱۰۰ متر.

این اتاق اصلی‌اش پس همان اتاق اولی بوده که…

همان اتاق اولی بوده که قبر داخلش بود.

* شما وقتی وارد می‌شدید صحن را پشت سر می‌گذاشتید یا اصلاً صحن هم نداشته.

این خانه حیاط داشت؟

نه اطرافش اتاق بود، حیاط نداشت.

موقعی که اتاق‌ها را خراب کردند.

اتاق‌ها ریخته بود داخل و پر شده بود و راه و رخنه‌ای نداشت که کسی داخلش برود.

این یک بعضی از …

حیاط هم داشت البته.

بعضی از نویسنده‌ها مثل میرزاحسین فرهانی، نوشته‌اند که حیاط و باغچه‌‌ای داشت.

حیاط داشت عرض می‌کنم. چون خراب شده بود و داخل ریخته بود، نمیشد مشخص کرد که چند متر حیاط دارد. حیاط داشته.

* حدودش هم نمی‌شود گفت؟

ـ حدود ۱۰۰ متر یا بیشتر.

نه، فقط حدود حیاط.

اطراف قبر بود؟

منظورتان این است که سقفش خراب شده بود.

سقفش خراب شده بود

پس حیاط نبوده، همان اتاق‌ها.

اتاق‌ها سقفش ریخته بود

گنبدش را خراب کردند

بله گنبدش را خراب کرده بودند و حیاط هم پر از خاک بود و مشخص نمی‌شد که چند متر است.

* لطف کنید درباره سنگی که بر قبر فاطمه بنت اسد (علیها السلام) در بقیع بود … .

ـ عرض کنم که الآن قبری سینه دیوار هست؛ همان سنگی که عرض کردم، سنگ سبز رنگ بلندی، بین قبری که سینه دیوار است (و معروف است که قبر فاطمه بنت اسد مادر امیرالمومنین (علیه السلام) است) و قبر چهار امام (علیه السلام) وجود دارد. آنجا (محوطه بازی هست) این سنگ هم نوشته بود. «هذه مقام فاطمه الزهرا». من نمی‌توانم اظهار نظر کنم، ولی به عقیده من هم قبر حضرت فاطمه (علیها السلام) همینجاست.

* حاج آقا، این قبر فاطمه بنت الحسین که مشهور بوده است؛ این چیست؟

فاطمه بنت الحسین، همان فاطمه صغری است. قبر فاطمه صغری و حضرت زینب (علیها السلام)، زینب امیرالمومنین، و میمونه بالای سر قبور ائمه بقیع و قبر دختران حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) در بقیع است؛ سه تا قبر به نام زینب و ام کلثوم و رقیه اخوات فاطمه الزهرا؛ می‌گفتند اینجا قبر میمونه زوجه حضرت رسول و قبر زینب دختر امیرالمومنین و قبر فاطمه صغری است.

* حاج آقا این سنگ قبری که روی قبر فاطمه بنت اسد بوده… .

روی آن قبر نبود، پایین آن بود. بین قبری که سینه دیوار است و بین قبری که چهار امام است. بلا تشبیه اینجا آن قبری که سینه دیوار است که می‌گویند قبر فاطمه بنت اسد است؛ این هم قبر چهار امام است؛ سنگ سبزی حد فاصل اینها بود. این سنگ آنجا افتاده بود، که بعداً آن را برداشتند. نوشته بود «هذه مقام فاطمه الزهرا» که شاید قبر حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) در این مکان باشد.

* حاج آقا، این قبری که الآن در حجره حضرت زهرا (علیها السلام) است، آیا احتمال دارد این سنگ با آن شبیه به هم باشند، یا ممکن است همان باشد؟

ممکن است همان باشد.

* یعنی احتمال نمی‌دهید …

احتمال دارد همین را بردند آنجا؛ اینکه این باشد یا نباشد را نمی‌دانم. یک صندوقچه‌ای هم در آنجا که داخل ضریح مطهر خانه حضرت فاطمه (علیها السلام) می‌شویم است؛ الآن دیگر معلوم نیست.

* حاج آقا، راجع به اهانت وهابی‌ها به قبور ائمه بقیع با ریختن زباله و با ریختن آن مزبله‌ای که بوده و آن چیزهایی که بعضی‌ها نوشتند؛ آیا اینها واقعاً این کار را می‌کردند؟

ـ بله اینها می‌کردند.

زباله‌ای که مثلاً شب داشتند را می‌آوردند… .

زباله را می‌ریختند روی همانجا.

* روی قبور؟

روی قبور می‌ریختند بعضی از وقت‌ها.

کسی با آنها برخورد نمی‌کرد؟

نمیتوانستند برخورد کنند.

منظورم از شیعیان نیست؛ خود آن مسئول نظافت؟

نه اصلاً، آنها از خدایشان بود که این کار را بکنند.

* این تا چه سالی ادامه داشت؟ تا قبل از انقلاب، بعد از انقلاب؟

نه قبل از انقلاب، خیلی قبل از انقلاب دیگر این کار را نکردند.

حدود چند سال؟

شاید سی سال قبل باشد.

سی سال قبل از انقلاب، پس این حرف مربوط می‌شود…

۴۰ سال قبل می‌شود. سی سال است که انقلاب شده؛ مربوط به چهل سال قبل است، در زمان فهد شاید باشد.

* قبر جناب ام‌البنین (علیها السلام) که امروز مشهور شده است، سابق هم بود یا بعدها مشهور شد؟

بله، معروف بود. سه تا قبر هم بود، نه یکی قبر؛ فاطمه ام‌البنین، مادر حضرت ابوالفضل (علیه السلام) و قبر عمات رسول الله (صلی الله علیه و آله) عاتکه و صفیه. این قبرها بود، منتهی پایین‌تر بود.

شما همان سال اولی که مشرف شدید این قبور را دید؟

بله، بود.

قبر حضرت ام‌البنین؟

بله بود.

* حاج آقا کوچه بنی‌هاشم، معروف به باب البقیع، آیا داخل این کوچه مقام خاصی داشت؟

بله، فقط می‌گفتند اینجا خانه حضرت امام حسین (علیه السلام) است؛ در باب بقیع الآن…

* منظور محل کتک خوردن حضرت زهرا (علیها السلام) است؟

آن جلوتر، خانه امیرالمومنین (علیه السلام) بود. محل آن الآن معلوم است. آن قبوری که در کتاب نوشتم[۳]؛ قبر حضرت اسماعیل الآن روبه‌روی پله‌های بقیع است یا پله‌های بقیع روبه‌رویش است؛ منزل امام صادق (علیه السلام)، منزل امام باقر (علیه السلام)، منزل امام زین العابدین (علیه السلام)، خانه امیرالمومنین (علیه السلام)، دانشگاه امام صادق (علیه السلام)، خانه امام حسن (علیه السلام) و بعد خانه امام حسین (علیه السلام) روبه‌روی در باب البقیع هستند. جدیداً در باب البقیع را باز کردند؛ قبلاً نبود. قبلاً حرم پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فقط چهار تا در داشت: یکی در باب النسا بود، یکی در باب جبرئیل بود، بالایش هم در باب السلام و باب الرحمه.

* حاج آقا، این کوچه بنی‌هاشم است، این مسجد النبی (صلی الله علیه و آله)، این سفید کوچه بنی‌هاشم که می‌آید بقیع، اجازه بفرمایید… بیاورم این مسجد النبی (صلی الله علیه و آله)، این کوچه بنی هاشم، این هم بقیع، درست است؟ اگر قرار باشد شما جای آن محل و مقام را مشخص کنید، که می‌فرمایید خانه امیرالمومنین (علیه السلام) بوده، آیا الآن در ذهنتان هست که برای ما مشخص کنید؟

بله.

* حدودش را لطف می‌کنید علامت بزنید.

این حرم نبوی، اینجا کوچه بنی هاشم که اینها کوچه به کوچه بود این درب بقیع. درب خود بقیع الآن کجاست؟

این بقیع است این مسیری که سفید است، کوچه است.

اینجا همین‌طوری که دور می‌زند، خانه امام باقر (علیه السلام) خانه امام صادق (علیه السلام) که قبر اسماعیل هم همین جا است.

قبر اسماعیل می‌شود اینجا؛ این بقیع است.

درست است این قبر حضرت اسماعیل است؛ خانه امیرالمومنین (علیه السلام)، خانه امام باقر (علیه السلام)، خانه امام صادق (علیه السلام)، در باب البقیع را که حساب کنید، اینجا خانه امام حسین (علیه السلام)، اینجا خانه امام حسن (علیه السلام)، اینجا دانشگاه امام صادق (علیه السلام)، اینجا خانه امیرالمومنین (علیه السلام)، اینجا هم خانه‌های…

یعنی خانه‌ها را که پشت سر می‌گذاشتد به مسجد النبی (صلی الله علیه و آله) می‌رسیدید یا به قبر حضرت اسماعیل (علیه السلام)؟

از قبر حضرت اسماعیل (علیه السلام) رد می‌شدید می‌رفتید برای بقیع، برای مسجد النبی (صلی الله علیه و آله).

بعد این خانه‌ها به ترتیب کنار هم بود؟

کنار هم بود، خانه‌های محقر و کوچک، بزرگ نبود.

اول خانه امام سجاد (علیه السلام) بوده

از این طرف قبل از آن خانه امام کاظم (علیه السلام)، بعد امام سجاد (علیه السلام)، بعد امام باقر (علیه السلام)، بعد امام صادق (علیه السلام) که قبر حضرت اسماعیل (علیه السلام) هم داخل خانه امام صادق (علیه السلام) بود.

بعد از اینکه از اینها میگذشتید، فاصله زیادی تا خانه امیرالمومنین (علیه السلام) بود.

فاصله‌اش خیلی هم نبود، شاید هفت، هشت، ده متر، آنجا کوچه‌ها تنگ بود، آنجا آدم به یاد…

در سمت قبر حضرت اسماعیل (علیه السلام) بودند یا به سمت روبه‌روی کوچه بودند؟

روبه‌روی کوچه، قبر حضرت اسماعیل (علیه السلام) و امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام) ردیف هم بودند؛ بعد از آنها دانشگاه امام صادق (علیه السلام) و خانه امیرالمومنین (علیه السلام) که الآن درهایی آنجا هست. در باب بقیع هم که الآن هست، آنجا منزل حضرت امام حسین (علیه السلام) است که آب آشامیدنی مدینه از همین خانه امام حسین (علیه السلام) بیرون می‌آید. این به صورت چاه بود؛ کوزه‌های کوچک، کوزه‌های گلی درست کرده بودند و آبش را داخل سبد می‌گذاشتند و می‌بردند داخل حرم به زائرین می‌دادند و می‌گفتند این تبرک است.

پس کل آب مدینه نبوده.

کل اطراف همان‌جا، برای حجاج؛ ولی خیلی هم کم.

مثل چاه خانه امیرالمومنین (علیه السلام) در کوفه. حاج آقا این قبر حضرت اسماعیل در سمت راست بود؟ تمام این خانه‌ها سمت راست بودند یا بعضی‌ها سمت چپ بودند؟ سمت راست بودند که می‌خورد به بین الحرمین فعلی.

اگر شما قرار باشد اینجا روی کروکی مشخص کنید، این قبر حضرت اسماعیل، این شارع ازقان این زقاق اللباته

زقاق یعنی کوچه

این زقاق سیدنا اسماعیل

این قبر حضرت اسماعیل است.

قبر حضرت اسماعیل (علیه السلام) این می‌شود.

قبور اینجاست، خانه‌ها اینجاست، یعنی طرف بقیع نبود، از قبر اسماعیل به حرم رسول الله (صلی الله علیه و آله) بود.

اینها داخل کوچه اسماعیل بودند یا کنار قبر اسماعیل؟

نه، اینها داخل کوچه بودند. چون این خانه حضرت صادق (علیه السلام) است؛ جایی که قبر حضرت اسماعیل است، خود خانه حضرت صادق (علیه السلام) است. امام صادق (علیه السلام) بعد از آنکه اسماعیل فوت کرد، او را داخل خانه‌اش آورد و آنجا دفنش کرد و هر کس هم که از اطراف و اکناف می‌آمد، می‌فرمود بیایید برای اسماعیل که فوت کرده فاتحه بخوانید که طایفه اسماعیلی‌ها…

حاج آقا بفرمایید آیا چاه داخل خانه امام سجاد سلام الله علیه را دیده بودید؟

چاه را ندیده بودم؛ چاه را پر کرده بودند. یعنی موقعی که خانه‌های ائمه (علیهم السلام) را در بین الحرمین خراب کردند، تمام چاه را پر کرده بودند و اثر دیواری بیش از آنها نبود. بعد از اینکه ما قبر اسماعیل را جابجا کردیم، دولت سعودی بین الحرمین را صاف و سنگ کاری کرد که الآن به صورت مصلی بین الحرمین…

* حاج آقا این دانشگاه امام صادق سلام الله علیه به صورت مسجد بود؟

اصلاً یک ساختمان قدیمی بود. آثار قدیمی گچ‌سنگی روی دیواره‌ها و خرابه‌های آنجا بود. اطراف چهار دیواری آثار اتاق هم داشت؛ اما سقف نداشت؛ اصلاً ویرانه بود.

* حاج‌آقا در بعضی از سفرنامه‌ها آمده که در نزدیک کوه؟ ۰۱:۳۰ مقبره محمد بن عبدالله، از اولاد امام حسن معروف به نفس زکیه، بوده است.

بله هست

* هنوز هم هست؟

بله، هنوز هم هست. داخل این کتاب شاید نوشته‌ام، به نام ابراهیم[۴] نفس زکیه، در همان مسجدی که ما زائرین را برای زیارت آنجا می‌بردیم.

* حاج آقا قبور شهدای حره، بنابر بعضی از نقل‌ها در سمت جنوب مایل به مغرب شهر مدینه واقع است و متصل به وادی؟ ۰۲۰۹ و نزدیک به سوق مدینه است.

ـ آنچه ما مشاهده کردیم و از بزرگان مدینه، شیعیان مدینه سؤال کردیم، می‌گفتند که قبر شهدای حره (که بیش از سه هزار نفر از شیعیان و دوستداران و محبین اهل بیت را در یک روز به امر یزید لعنت الله علیه قتل عام کردند[۵]) در همین نزدیکی قبور شهدای بقیع است. آن‌ها که زخمی بودند آوردند و چاهی حفر کردند و کلیه اجساد را داخل این ریختند که الآن آثاری از آن نیست. قبلاً آثاری بود؛ مثل کوره‌های آجرپزی درست کرده بودند و همه‌شان را داخل آن ریخته بودند. الآن همان به حساب قبور ائمه قبور شهدای احد زخمی‌هایشان را که آوردند در مدینه برای مداوا اینها را در همان‌جا دفن کردند.

* در مورد مقام‌هایی که در احد بوده است، در بعضی از سفرنامه‌ها، مثل سفرنامه میرزا حسین فراهانی آمده است که حدود ۱۶۰ قدم بالاتر از قبر حمزه، به طرف کوه که بروی و شهدای احد در مسیر راهت باشد، محل شکستن دندان پیغمبر صلوات الله علیه است.

بله، آن یک شکافی بعد از کوه است که الآن مورد زیارتگاه است. یکی قبر حنظله غسیل الملائکه است که آن بحثش زیاد است و من واردش نمی‌شوم. یکی هم قبر حضرت حمزه سیدالشهدا است که این دو تا مشخص است. قبر شهدای غیر از این دو نفر، هفتاد شهید یا هفتاد و دو شهید از شهدای احد هم بالاتر است و الآن وسعت داده‌اند و معلوم است. الآن پنجره نصب کردند و قبور شهدا هم دیده می‌شود. محل شکستن دندان پیغمبر (صلی الله علیه و آله) و ضربت زدن به حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) هم یک شکافی است که به آن شکاف عینین می‌‌گویند که در آنجا معلوم است. یک شکافی داخل کوه است؛ آنجا محلی است که ضربت زدند به دندان مقدس رسول الله (صلی الله علیه و آله)؛ الآن هست.

مطلبی که راجع به احد فرمودید، در کنار قبر حضرت حمزه، برادر زن پیغمبر (صلی الله علیه و آله)، برادر زینب بنت جحش است.

آن هم معروف است ابن جحش هست ولی آنچه که مسلم است این دو تا قبری که معروف… آن شاید جزو شهدا باشد، می‌گویند این شاید قبر همان عبدالله باشد. اینجا بحث این است که معروف باشد؛ چون حضرت حنظله جوانی بود در مدینه، در شب زفافش صدای هل من ناصر ینصرنی رسول الله (صلی الله علیه و آله) که بلند شد، ایشان داخل حجله بود، تازه داماد شده بود؛ گفت من سر و جانم فدای رسول الله (صلی الله علیه و آله)، باید بروم به کمک رسول الله (صلی الله علیه و آله). آن وقت زنش مانع شد و گفت که منم سر و جانم فدای رسول الله (صلی الله علیه و آله)، منم حاضر هستم در شهادت شما شریک باشم. بهتر این است که بروی و چند نفری را بیاوری اینجا، از زن جماعت که شهود باشند که من و شما عروس و داماد بوده‌ایم. آن وقت گفت من هم حاضرم و حنظله آمد در آنجا شهید شد. جسد حنظله را در آسمان بردند و جسد را غسل دادند. آب غسل حنظله به پایین می‌ریخت و مردم می‌گفتند بدون ابر این آب‌ها از کجا است؟ که رسول الله صلی الله علیه و آله قضیه حضرت حنظله را برای اینها گفت. زن حنظله همان وقت حامله شد و عبدالله گیرش آمد که آن جزو شهدای حره است. ایشان هم شهید شده و الآن قبرش جزو همان شهدا است. شهدای حره هم آنچه مسلم است از قدیم، از ۵۰ سال ۵۴ یا ۵۵ سال قبل که مشرف شدم به مکه، این را می‌گفتند که شهدای حره همین است، به جاهای دیگر نبرده‌اند، چون داخل قبرستان آوردند دفن کردند.

* حاج آقا با توجه به اینکه بقیع سابق خیلی پست و بلند بوده و در بیش از ۱۰۰۰ سال، دائم قبر روی قبر دفن کرده‌اند و بالا آمده، آیا به حدی رسیده که احتمال برود که قبور ائمه بقیع علیهم السلام درون سرداب باشند؟

بله، عرض کردم یک بار خدمتتان که من همان از معمرین شیعیان مدینه که سؤال کردم و گفتم که این چه وضع قبر ائمه بقیع است؟ گفتند که اینها قبرهایشان پایین است، مثل حرم حضرت امام حسین (علیه السلام) و حرم حضرت ابوالفضل (علیه السلام). اینها ظاهر درست کرده‌اند؛ قبر همه ائمه بقیع در سرداب است. حتی قبر همانهایی که عرض کردم، حضرت زینب خاتون، حضرت میمونه و فاطمه صغری که بالای سر ائمه بقیع هستند، اینها هم در سرداب هستند. قبر فاطمه ‌ام‌البنین و عمات رسول الله که عاتکه و صفیه باشد و خواهران حضرت حمزه، اینها هم در سرداب هستند.

* این شخصی که فرمودید موثق بود؟

بله موثق بود.

* یعنی مطلع بود؟

بله مطلع بود.

* حاج آقا می‌خواهیم برویم درباره شیرین‌ترین لحظه زندگیتان به قول خودتان، که در کتاب زائرین نوشتید، جریان انتقال پیکر پاک حضرت اسماعیل (علیه السلام) پسر امام صادق سلام الله علیه به محل فعلی آن در بقیع. برای ما توضیحش را شما لطف کنید بفرمایید.

حدود شهدای حره و شهدای احد که هست…

این شهدای احد. اینجا زده‌اند اسماعیل. درست است؟

بله تقریباً همینجاست. آنجا نیم دایره‌ای است. قبلاً ما اینجا قبر به صورت قبور ائمه بقیع درست می‌کردیم و سنگ می‌چیدیم، خاک هم داخلش می‌ریختیم که مشخص باشد؛ ولی این را هم محوش کردند.

یعنی حد فاصل قبور حلیمه سعدیه و…؟

نه، حلیمه سعدیه از اینجا خیلی دور است این شاید به شهدای احد نزدیکتر است. اینجا شهدای حره است که قبر پسر حنظله غسیل الملائکه جزو همین شهداست.

* حاج آقا با توجه به اینکه جریان انتقال را در کتابتان مفصل فرمودید، اگر ناگفته‌ای هست باز برایمان بفرمایید که این قبر ابتداً به چه صورت بود، در وسط این حرم بود، اطرافش چقدر تا دیوارها فاصله داشت؟ وصف آن مکان را بفرمایید.

تقریباً پنج شش متر آن طرف‌تر از آن پله‌هایی که جلوی بقیع دیدید، (نه آن پله‌های وسط که الآن بالا می‌روند و داخل قبرستان بقیع می‌شوند)، همین جایی که می‌ایستند و زیارت‌نامه می‌خوانند؛ باب شانزده یا باب پانزده نوشته. آن پایین همینجا قبر حضرت اسماعیل بود که به صورت تقریباً یک اتاق سه در چهار، کمتر یا بیشتر را یادم نمی‌آید، رویش بود که سقفش هم ریخته بود. آن وقتی که ما در مدینه منزل سادات؟ ۱۱۱۸ بودیم، از طرف دولت سعودی آمدند گفتند (چون آن وقت کمی روابطشان خوب بود) که می‌خواهیم کوچه‌ها را خراب کنیم و راه را وسعت بدهیم؛ قبر حضرت اسماعیل را ببریم در … . ما با عده‌ای از سادات؟، رئیس سادات؟ ۱۱۴۰ و رئیس شیعیان مدینه رفتیم آنجا ناظر بودیم که دیوار را خراب کردند و…

* درباره قبر حضرت اسماعیل فرمودید که در یک فضایی بود سقف نداشت.

بله در یک چهاردیواری بود که سنگ‌های سیاه داشت. اینها را خراب کردند و خاکش را عقب ریختند به آن؟ ۱۲:۰۷ که رسید، ما همه اطراف قبر بودیم، یک جنازه تر و تازه و معطر بود. دو مرتبه پارچه سفید را رویش انداختیم. چون گرد و خاک روی آن جسد ریخته بود درست متوجه نشدیم ولی جنازه تر و تازه و معطر بود. بردیم در بقیع همین جایی که الآن در نقشه است و آنجا دفنش کردیم.

صورت مبارکشان معلوم بود؟

صورت مبارکشان هم معلوم بود ولی خاک رویش نشسته بود.

عکسی، فیلمی؟

نگذاشتند.

از حاجیانی که آن سال همراهتان بودند و افراد سرشناس، مثل بزرگان مملکت کسانی بودند که…

عرض کنم که احتمالاً پسر آیت‌الله گلپایگانی آسید محمد جواد، ایشان در مدینه بودند.

آیت‌الله صافی گلپایگانی یا آیت‌الله….

نه، آیت‌الله سید محمدرضا گلپایگانی. شیخی بود، نمی‌دانم باشد یا نباشد، شیخ غروی بود، شیخ عبدالحسین فقیهی بود که احتمالاً به رحمت خدا رفته. ایشان هم نماینده مراجع در حج و زیارت بودند، قبل از ایشان آیت‌الله لواسانی از طرف آیت‌الله بروجردی و آیت‌الله خویی برای حل مسائل بود ولی بعدش دیگر همان آشیخ عبدالحسین فقیهی بود که ایشان شاید…

اینها هم حضور داشتند در مکان؟

در مدینه بودند قبلاً من سؤال کردم گفتند؟ ۱۳۵۰

این قبر از زمین فاصله داشت یا هم سطح بود؟

نه، از زمین فاصله داشت بلند بود.

چقدر ارتفاع داشت؟

سی سانت چهل سانت حدوداً بلندتر بود.

بعد قبر بزرگ بود یا معمولی بود؟

معمولی بود.

سنگ قبرش هم چه رنگی بود؟

سنگ قبر که لوح باشد نبود. همان قبور ائمه بقیع، بلند سنگ چیده بودند که داخل آن خاک ریخته بودند.

شما گنبد ایشان را ندیده بودید؟

گنبد نداشت سقفش ریخته بود.

یک سوالی راجع به قبرهایی که در مشربه ‌ام‌ابراهیم بوده. دو تا قبر آنجا معروف است؛ اما سابق، کسانی که تاریخ‌نویس بودند، هیچ یادی از آن قبور نکردند و ظاهراً توطئه وهابیان برای محو کردن جریان مشربه باشد.

بله، مشربه ‌ام‌ابراهیم می‌گفتند در دو جا است: یکی همان مسجدی که عرض کردم ۱۵:۳۰ آنجا به قبر نجمه خاتون مادر حضرت امام رضا (علیه السلام) معروف بود. و الآن آنجا قبرستانی هست که به آن مشربه ‌ام‌ابراهیم می‌گویند. ظاهراً قبری هم آنجا هست که بلندتر از سایر قبور است و می‌گویند مادر امام رضا (علیه السلام) اینجاست.

یعنی هم این مشربه ‌ام‌ابراهیم است هم…

بله هر دو را می‌گویند مشربه ‌ام‌ابراهیم.

این ام‌ابراهیم در مشربه‌ای که شما می‌فرمایید قبر مادر امام رضا (علیه السلام) در آنجا است…

احتمالش هست که روبه‌روی چیز باشد، یا شاید ام‌ابراهیم، ابراهیم رسول الله باشد.

* جریان ماریه قبطیه که مشهور است، اما آن که شما می‌فرمایید ظاهراً مشهور نیست. آن در کجای مدینه است؟ به مدینه نزدیک است؟

کدام؟

مشربه‌ای که می‌فرمایید قبر است.

قبری که الآن هست، بله، وسط شهر مدینه است. انتهای باب العوالی است؛ انتهای خیابان علی بن ابی‌طالب است که به مستشفی الزهرا می‌خورد؛ الآن روبه‌روی مستشفی الزهرا چهار دیواری است که جلویش درش را هم گرفته‌اند و درش را باز نمی‌کنند. ما داخلش رفتیم؛ آنجا قبر بزرگی هست که می‌گویند مادر امام رضا (علیه السلام) است.

درست است حاج آقا؛ اما مشربه ‌ام‌ابراهیم که اینجاست، مربوط به ماریه قبطیه است؛ مشربه ‌ام‌ابراهیمی که می‌فرمایید هست، یکی دیگر، آن کجاست؟

آن همان در باب الحوالی که عرض کردم.

هر دو کنار هم هستند؟

نه، کنار هم نیست، از همدیگر دور است؛ او در شارع علی بن ابی‌طالب است، روبروی مستشفی الزهرا.

آن ماریه قبطیه است.

نه، مادر امام رضا است. آنکه مال ماریه قبطیه، زن حضرت رسول و مادر ابراهیم باشد، آن همان جایی است که در باب الحوالی بوده؛ دور است.

هر دوی آنها یک مسیر است؟

نه مسیرش فرق می‌کند. آن شارع علی ‌بن‌ ابی‌طالب است، همان باب الحوالی است، این هم باب العوالی است. دو تا خیابان وسیع و بزرگ است. محل شیعیان است. احتمال دارد که قبر مادر امام رضا (علیه السلام) همین مشربه باشد.

* راجع به کربلای قدیم با کربلایی فعلی بفرمایید چه فرقی کرده است؟

ـ صحن و سرایی که الآن مال حضرت اباعبدالله (علیه السلام) است نسبت به کربلایی قدیم چندان فرقی نکرده است، وسعت پیدا نکرده است. ولی کل بین الحرمین، خانه‌های قدیمی مال عراقی‌ها بوده که در زمان صدام اینها را برداشته‌اند و بین الحرمین درست کرده‌اند و در موقعی که من مشرف شدم زیارت حضرت سیدالشهدا… در کتاب هم نوشته شده، اگر لازم است… .

سوالاتی داریم راجع به سرداب‌ها؛ چون در کتاب مفصل راجع به سرداب‌ها نفرمودید. در مورد سرداب‌ها آن چیزی که بین عوام مشهور است، می‌گویند آنجا عکس یک سر بریده است؛ اینجور حرف‌ها می‌زنند.

همه جا عکس هست ولی عکس…

داخل سرداب؟

داخل مسجد حنانه هم …

نه من عکس، تصویر، نقاشی، می‌گویند نقاشی که آن راهب.‌..

ـ بله الآن داخل سرداب هست. ما موقعی که داخل سرداب رفتیم، خیلی ناراحت شدیم. بس که گریه کردیم، نزدیک بود به هلاکت برسیم، آنجایی که بالای سر حضرت امام حسین (علیه السلام) نقش سر مطهر اباعبدالله را دیدیم. دو امتیاز حضرت امام حسین (علیه السلام) دارد که سایر ائمه ندارند: یکی شفا فی التراب الا فی تربت الحسین و یا من استجاب الدعا تحت قبته؛ همان جایی که قبه حضرت اباعبدالله (علیه السلام) است آنجا محل استجابت دعاست. بالای سر امام حسین (علیه السلام) همان عکسی که درست کرده‌اند، که مال راهب بوده، هست و روی سینه حضرت امام حسین (علیه السلام) هم نوشته «هذا مقام طفل الرضیع». منظور قبر شریف مطهر حضرت علی اصغر (علیه السلام) است که روی سینه حضرت امام حسین (علیه السلام) دفن هستند. بالای سر حضرت امام حسین (علیه السلام) همان عکس و شمایلی که می‌فرمایید الآن موجود هست و ضریح مطهر امام حسین، قبر حضرت علی اکبر قبر ۷۲ تن از شهدای کربلا در آن پایین هست. مال حضرت ابوالفضل (علیه السلام) هم همین منوال است. قبر حضرت ابوالفضل (علیه السلام) خیلی باید بزرگ باشد؛ چون رشید بود. می‌گویند موقعی که حضرت سوار اسب می‌شد زانوهایشان به گوش اسب می‌گرفته از بس که بلند قامت بوده است. الآن که شما بروید می‌بینید که اینقدر بیشتر نیست، تقریباً شصت هفتاد بیشتر نیست. موقعی که مشرف می‌شدیم، آنجا رفیقی داشتم که مرا به منزلشان که در تل زینبیه بود می‌برد. تل زینبیه که الآن به صورت مسجد درآمده است مسجدی نبود، دیواری بود که کاشی‌کاری کرده بودند. آنجا عکس زن‌ها را کشیده بودند؛ آنجا حضرت زینب (علیها السلام) دستش را روی سرش گذاشته بود و روی دیوار نوشته بودند: «واحسینا وا علیا وا فاطمه هذا حسین مرمل بالدماء مقطع الاعضاء». الآن دیوار را خراب و مسجد بنا کردند. جلوی این دیوار، که الآن پشت مسجد باشد، کوچه‌ای‌ست به نام کوچه شیر فضه. موقعی که حضرت اباعبدالله (علیه السلام) در گودی قتلگاه قرار گرفته بود، شیر از همین بیشه‌ای که در کوچه شیر فضه باشد آمد و وارد قتلگاه شد، اینقدر به سر و صورت خودش زد که همان‌جا شیر هم جان به جان آفرین تسلیم کرد.

* قسمت سرداب حرم مطهر امام حسین سلام الله علیه، ضریح شش گوشه‌ای آن پایین هست؟

بله، عین همین که بالا هست پایین هم هست.

به همین ارتفاع و به همین زیبایی.

بله، ارتفاعش کوتاهتر است.

قبور بنی‌هاشم از قبور اصحاب اباعبدالله سلام الله علیه مشخص است؟

بله.

دو جاست؟ چون در روایت است که دو تا گودال بوده آیا اینها…

ردیف نوشته‌اند دوتا اسامی نوشته بودند، قبور بنی‌هاشم، قبور شهدا، داخل نبودند، همش داخل نیست.

ضریح هم دارند؟

ضریح هم دارند.

دوتا ضریح؟

دو تا ضریح دارند. پایین پای علی اکبر برای شهدای بنی هاشم است و پشت آن شهدای کوفی و دیگران.

دو تا ضریح اینها، ضریح امام حسین سلام الله علیه سه تا، ضریح حضرت حبیب چهار تا، ابراهیم مجاب پنج تا، قتلگاه شش تا.

* قتلگاه هم پایین ضریح دارد؟

نه قتلگاه همین…

چی دارد؟ گودال است؟ چه جوری است؟

یک اتاق است، ولی قتلگاه آن نیست. کربلا از تل زینبیه در اطراف بگیرید تا خیابان باب السدر همان طور ادامه بدهید تا دست‌های حضرت ابوالفضل و کوچه‌های تنگ و آن طرف هم مقام حضرت علی اکبر و حضرت علی اصغر که آنجا شهید شدند، اینها همه گودی قتلگاه بوده، اینها همه قتلگاه است. والا اسب که نمی‌تواند توی یک اتاق سه در چهار برود. از تل زینبیه قتلگاه است تا مقام علی اکبر و علی اصغر و دست‌های حضرت ابوالفضل؛ اینها قتلگاه است؛ تا خیمه گاه، این طرف هم می‌خورد به خیمه‌گاه. خیمه‌گاه هم قدیم به صورت چادرهایی مثل چادرهای ترکی، چادرهای سفید از سنگ و گچ درست کرده بودند که الآن همه‌اش را از بین برده‌اند و جدیدش کردند.

حاج آقا تا قبل از اینکه بدانیم که کربلا سرداب دارد، مطالبی را می‌خواندیم و می‌شنیدیم که متوکل علیه العنه و العذاب الالیم آمد آنجا و آب بست. می‌گفتیم خدایا اگر اینجا هم سطح بوده، چه‌طور آب فرات را به اینجا کشیده‌اند؟

بله، یک شعبه از فرات ـ آورد را که قبر را از بین ببرد ولی آب پیش نرفت.

بله دور حائر حسینی ماند.

آب حیران ماند، آب برگشت. و چند مرتبه، خدا لعنت کند متوکل بنی عباس را، ایشون گاو را بست که قبر ابا عبدالله (علیه السلام) را شخم بزند. آنقدر گاوها را از بین بردند و کشتند ولی گاو پیش نرفت.

ـ یک چیزی را عرض نکردم. آن وقت‌ها داخل خیمه‌گاه حضرت امام حسین (علیه السلام) یک چاهی هم بود. موقعی که درویش کابلی آمد خدمت حضرت امام حسین (علیه السلام)، داخل کشکولش آب کرده بود، گفت یا اباعبدالله، من از مدینه؟ ۲۶۵۵ می‌آیم به نزد فاطمه بی قرینه می‌آیم و این آب را برایت آوردم. درویش آب در کشکول کرده بود، گفت یا اباعبدالله (علیه السلام) آب برایتان آوردم. حضرت فرمود من احتیاج به این آب خوشگوار ندارم، من احتیاج به این آب ندارم. نیزه‌اش را زد (خیمه‌گاه چند تا خیمه است؛ خیمه اول خیمه پاسدار است، پاسدار حضرت اباعبدالله که حضرت ابوالفضل باشد. بعد خیمه دارالحرب است؛ خیمه دارالحرب؛ در آنجا امام حسین تجهیزات جنگی را رو به راه می‌کرده. بعد مال حضرت زینب، بعدش مال اهل بیت، خانواده بعدش مال حضرت زین العابدین) داخل خیمه دارالحرب حضرت امام حسین (علیه السلام) نیزه را زد زمین جلوی درویش کابلی و گفت من احتیاج به این آب خوشگوار ندارم. آب بیرون جست که این چاه هنوز هم در خیمه‌گاه است.

* حاج آقا راجع به رأس مطهر امام حسین (علیه السلام) که جاهای مختلف گفتند که این سر مطهر دفن شده است؛ مرحوم شیخ عباس در کتاب نفس المهموم گفتند و در کتاب آرامگاه‌های خاندان پاک پیامبر شرح مفصل‌اش را آورده که سر مطهر در مصر دفن شده است و اسناد زیادی هم آوردند؛ اگرچه بنابر مشهور در کربلا دفن است اما سید ابن طاووس و دیگران گفتند که در مصر است. حالا این مصر به خاطر قطع ارتباط ایران با آنجا بین شیعیان و مردم ایران مشهور نیست.

الان رأس الحسین هست در آنجا و محل زیارتگاه است.

حالا شما آنجا را دیدید برای ما…

عرض کنم که در قاهره رأس الحسین است. به روایت صحیح از مرحوم آیت‌الله شیرازی آسید عبدالله مجاهد شیرازی، که الآن بعد از کربلا آمدند در مشهد ماندند، ایشان هم قائل بود و می‌گفت که این قبوری که در مصر هست (من دو مرتبه رفتم به زیارت ایشان) صحیح است و قبر حضرت زینب (علیها السلام) در مصر است؛ رأس الحسین در مصر است. حضرت نفیسه عروس حضرت صادق زن؟ ۲۹۴۳ صادق آل محمد صلوات الله علی و آله است. این قبر هم در آنجا مورد توجه شیعه و سنی است. خیلی آن را با عظمت می‌دانند. عرض کردم که قبر حضرت زینب هم مثل حضرت فاطمه (علیها السلام) «المخفیه قبرها و المجهوله قدرها» است. همان‌طور که درباره حضرت فاطمه (علیها السلام) گفته شده، درباره حضرت زینب (علیها السلام) هم هست. عرض کردم که ما قدیم حضرت زینب (علیها السلام) را در بقیع زیارت می‌کردیم، در مصر زیارت کردیم و در شام، در دمشق. معلوم نیست؛ ولی اصح روایات این است که ایشان در مصر باشد با رأس الحسین همه‌شان بقعه و بارگاه دارند و تشکیلاتشان خیلی قوی و خوب است و همه هم به آن معتقد هستند، شیعه و سنی و زیارت می‌آیند.

در رابطه با حرم حضرت نفیسه خاتون هم چند جمله بفرمایید که برویم اردن.

ـ حضرت نفیسه هم نزدیک‌های حضرت زینب است که می‌گویند قبور سیدتی زینب و سیدتی نفیسه که خیلی مورد توجه است. گنبد و بارگاه تشکیلات در قاهره دارد.

* حاج آقا درباره قبور اصحاب کهف در اردن بفرمایید.

قبور اصحاب کهف در یک محوطه تقریباً به اندازه همین شبستان هست. هشت، نُه تا قبر در آنجا بود که پایین هم بود. کوه مانندی بود. چون روز به روز شهرها را تغییر می‌دهند ممکن است که تغییر داده باشند ولی مثل غار بود. رویش مثل کوه کوچکی بود که سقف هم داشت. در اردن اینها را می‌گفتند قبور اصحاب کهف است. هشت یا نه تا قبر در آنجا بود. جلوی غار هم یک قبر بزرگی درست کرده بودند و می‌گفتند این هم کلب اصحاب کهف است.

* کجای اردن؟ کدام شهر اردن؟

خود اردن.

* کدام منطقه‌اش؟ بالاخره محله‌اش معلوم است؟

محل آن را یادم نیست.

* قبر حضرت هارون پیغمبر (علیه السلام) هم که می‌گویند طبق بعضی از نقل‌ها در اردن است…

می‌گویند ولی من ندیدم.

راجع به فلسطین. سنگ معلقی که در فلسطین است…

سنگ معلقی که هست در خود مسجد است.

در قبهالصخره

بله در قبه الصخره است. یک سنگی در هوا است. این به چه عنوانی بالا قرار گرفته و نمی‌افتد، آن را خدا می‌داند و معجزاتش. در دو مرتبه‌ای که من به بیت‌المقدس مشرف شدم، سفر اولی؟ ۳۲۵۵ دست عرب‌ها بود؛ سنی‌های اهل فلسطین بودند. یک سال بعدش در ما دیگر نرفتیم. همان سالی که ما نرفتیم یهودی‌ها نصف دیوار مسجد را سوزانده بودند که خیلی کاشی‌های قیمتی داشت که آن را سوزانده و از بین برده بودند. سال بعدش که ما رفتیم دیدیم که بله، خیلی از جاهای بیت‌المقدس را سوزانده‌اند و خسارت زیادی به بار آورده بودند. سنگ صخره هم هست، بیت لحم هم هست. بیت لحم هم زیارتگاهی است که می‌گویند محل تولد حضرت عیسی (علیه السلام) است. مسجد دیگری هم هست که به مسجد وصل است که آن را هم می‌گویند که چیز حضرت سلیمان است و سلیمان و داوود و اسامی نوشته‌اند که اینها مال قومشان بوده.

حضرت مریم چه در آنجا…

حضرت مریم نه. من در لبنان دیدم، حضرت مریم در لبنان در بالای کوهی است که با تله کابین می‌روند، خیلی هم مشجر و قشنگ است. مجسمه حضرت مریم را بالای کوه درست کرده‌اند و عیسی هم بغلش است. پایینش هم که طاق است قبر خود حضرت مریم است. نزدیک قبر حضرت مریم هم یک غاری است به نام غار جیبیتا که آن هم خیلی دیدنی است و محل تفریحگاه است. خیلی با عظمت است. انسان وقتی که داخل غار می‌‌رود، می‌بینید که اصلاً نمی‌شود به پایین نگاه بکنی؛ خیلی با عظمت است.

حاج آقا جایی که به نظرتان می‌رسد که ما از ذهنمان افتاده، از قلم افتاده، خودتان اگر در ذهنتان است بفرمایید که دیگر ما رفع زحمت کنیم. راجع به تخریب حرم حضرت عبدالله و انتقال پیکر پاکشان…

می‌گفتند که قبلاً در بقیع آوردندش و دفنش کردند ولی احتمالاً همانجا باشد.

حالا بنا بر اینکه بعضی‌ها شاهد این قضیه بوده‌اند شما… .

ممکن است؛ چون ما آنجا از حمله داران قبلی که شاید شصت هفتاد سال حمله دار بودند سؤال کردیم. مثلاً یکی بود به نام حاجی حسن حداد. به او حداد جندقی می‌گفتند که شیرازی هم بود. صد سال در آنجا بود و ساکن جده بود. حمله داری هم می‌کرد. حاجی می‌گفت. یکی دیگر مرحوم حاج یحیی وفایی، اهل شیراز بود که ایشان هم نقل می‌کرد که حضرت عبدالله در بقیع دفن است. اینها هر کدام شاید شصت هفتاد سال مکه بودند حالا دیگر…

خیلی ممنون. حاج آقا ان‌شاءالله که خداوند مکرر به شما توفیق بدهد از این سعادتی که نصیبتان است، از این سفره‌ای که اهل بیت برای شما پهن کردند دایما متنعم باشید.

من شرمنده اهل بیتم.

و خداوند عمر با عزت به شما بدهد که ان‌شاءالله آن عهدی که با خداوند دارید به هفتاد زیارت خانه خدا برسانید و بیشتر ان‌شاءالله…

قبول بکنند. رفتنش درست است ولی قبول شدنش مهم است. ما امیدواریم در خانه ائمه اطهار، همان طوری که خداوند نصیب کرده، قبول هم بکند. شرطش قبولی است. ما عملی که شایسته درگاه خداوند باشد نداریم، ولی «هذا من فضل ربی» که این از فضل و کرم حق تعالی است که خداوند به ما محبت کرده. خدا ان‌شاءالله به حق محمد و آل محمد شما را حفظ کند. ان‌شاءالله در امورات خیر شریک و سهیم باشید و از خدا بخواهید که ان‌شاءالله خداوند حج را هر ساله نصیبتان کند. چون هرچه هست در خانه خدا و ائمه اطهار است.

حاج آقا ما اول مجلس عرض کردیم ۴۵ مرتبه حج تمتع، بنا بر این مطلبی که در این کتاب بود. گویا بعد از چاپ کتاب باز هم مشرف شده‌اید؟

بله خیلی وقته سه چهار سال است.

لطف بفرمایید چند بار شده؟

بین ۴۹ تا ۵۰ حج عمره و عمره هم از ۸۵ بیشتر است.

خدا خیرتان بدهد. خیلی ممنون هستیم. ان‌شاءالله که خداوند توفیقات را نصیب ما بکند.

ان‌شاءالله نصیب شما هم بشود. آنها که مستطیع می‌شوند و مشرف می‌شوند خانه خدا، این دعوت است و به پول نیست. بعد از آنکه خانه خدا به دست حضرت ابراهیم خلیل الله تمام شد، ندا رسید به حضرت از جانب خدا {وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجالاً وَ عَلى کُلِّ ضامِرٍ یَأْتِینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ}. اینها دعوت است؛ هر کس برود مکه، دعوت شده است. به پول نیست؛ به زرنگی نیست؛ به قشنگی نیست؛ به این چیزها نیست؛ خداوند دعوتش کرده، می‌رود مکه. اما آنهایی که خدمتگزارند، خدمت صادقانه، آنهایی که زائرین خانه خدا را می‌برند، برایشان خدمت می‌کنند، اینها دعوت خاص هستند؛ اینها را خصوصاً خداوند دعوت می‌کند؛ چون اهل خانه می‌شوند. مثل اهل خانه‌ای که چند تا مهمان دارد، پسرش، دخترش، زنش، اینها همه خدمت می‌کنند. کسانی که الآن دست‌اندرکاران حج هستند، اینها دعوت خاص هستند؛ خصوصاً خدا دعوتشان می‌کند که پذیرایی از مهمانان خدا، ضیوف الرحمان، بکنند.

خدا خیرتان بدهد

ان‌شاءالله به حق محمد و آل محمد نصیب حضرتعالی نصیب آقا ان‌شاءالله بکند که ان‌شاءالله مشرف شوند به زیارت خانه خودش.

الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین.

 


 

[۱]. این مصاحبه در سال ۱۳۸۷ در قم توسط برادر ارجمند جناب آقای سعید سلیمی انجام شده است.

[۲]. منظور راهنمایان.

[۳]. در منابع نخستین اثری از دانشگاه امام صادق در این منطقه نیست و اصولاً مفهوم دانشگاه در آن زمان.

[۴]. نفس زکیهه لقب محمد بن عبدالله حسنی است و برادرش که همراه در قیام کرد ابراهیم نام داشت.

[۵]. هیچکدام از مورخان آنان را شیعه و محب اهل بیت ندانسته قیام حره در حمایت از عبدالله بن زبیر بود.

 

| شناسه مطلب: ۱۰۴۹۷۸

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    خانهثبت نام اخبار و مطالبورود به سامانه